حكيم ابوالقاسم فردوسى

1167

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

فرستادشان تا بران بوم و بر * بپاى اندر آرند مرز خزر سپهدارشان پيش خرّاد بود * كه با فرّ و اورنگ و با داد بود چو آمد بارمينيه در سپاه * سپاه خزر بر گرفتند راه و ز ايشان فراوان بكشتند نيز * گرفتند زان مرز بسيار چيز چو آگاهى آمد بنزديك شاه * كه خرّاد پيروز شد با سپاه بجز كينهء ساوه شاهش نماند * خرد را بانديشه اندر نشاند [ نشان دادن مهران ستاد از بهرام چوبينه به هرمزد شاه و خواستنش هرمزد ] يكى بنده بد شاه را شادكام * خردمند و بينا و نستوه نام بشاه جهان گفت انوشه بدى * ز تو دور بادا هميشه بدى بپرسيد بايد ز مهران ستاد * كه از روزگاران چه دارد به ياد بكنجى نشست با زند و است * ز اميد گيتى شده پير و سست بدين روزگاران بر او شدم * يكى روز و يك شب بر او بدم همى گفتم او را من از ساوه شاه * ز پيلان جنگى و چندان سپاه چنين داد پاسخ چو آمد سخن * ازان گفتهء روزگار كهن بپرسيدم از پير مهران ستاد * كه از روزگاران چه دارى به ياد چنين داد پاسخ كه شاه جهان * اگر پرسدم بازگويم نهان شهنشاه فرمود تا در زمان * بشد نزد او نامدارى دمان تن پير ازان كاخ برداشتند * بمهد اندرون تيز بگذاشتند چو آمد بر شاه مرد كهن * دلى پر ز دانش سرى پر سخن بپرسيد هرمز ز مهران ستاد * كزين ترك جنگى چه دارى به ياد چنين داد پاسخ به دو مرد پير * كه اى شاه گوينده و يادگير بدانگه كجا مادرت را ز چين * فرستاد خاقان بايران زمين بخواهندگى من بدم پيش رو * صد و شست مرد از دليران گو پدرت آن جهاندار دانا و راست * ز خاقان پرستار زاده نخواست مرا گفت جز دخت خاتون مخواه * نزيبد پرستار در پيشگاه برفتم بنزديك خاقان چين * بشاهى برو خواندم آفرين و را دخترى پنج بد چون بهار * سراسر پر از بوى و رنگ و نگار مرا در شبستان فرستاد شاه * برفتم بران نامور پيشگاه رخ دختران را بياراستند * سر زلف بر گل بپيراستند مگر مادرت بر سر افسر نداشت * همان ياره و طوق و گوهر نداشت از ايشان جز او دخت خاتون نبود * بپيرايه و رنگ و افسون نبود كه خاتون چينى ز فغفور بود * بگوهر ز كردار بد دور بود همى مادرش را جگر زان بخست * كه فرزند جايى شود دور دست دژم بود زان دختر پارسا * گسى كردن از خانهء پادشا من او را گزين كردم از دختران * نگه داشتم چشم زان ديگران مرا گفت خاتون كه ديگر گزين * كه هر پنج خوبند و با آفرين مرا پاسخ اين بد كه اين بايدم * چو ديگر گزينم گزند آيدم